X
تبلیغات
بلخاب کانون معرفت

بلخاب کانون معرفت

اجتماعی خبری انتقادی فرهنگی

شهدای مظلوم بلخاب

یک بار دیگر گروه متحجر وسفاک به نام طالبان دست پلید شان رابه خون جمع از فرزندان

خدوم  وجوانان بلخاب آغشته نمود وقلب تمام بلخابی ها را درهر جا ومکان که بودند وشنیدن

جریحه دار نمود من به نوبه ی خود از طرف  خودم وتمام بلخابی های مهاجر درجمهوری

اسلامی ایران شهادت این عزیزان بلخابی را برای بازماندگان آن عزیزان مخصوصا حجت

الاسلام آقای حاج اخلاقی بلخابی که بزرگ این خانواده محسوب میشود تسلیت وتبریک عرض

میکنم تسلیت وتبریک برای تمام بلخابی های قهرمان  که در  گذشته تیشه به ریشه ی این

گروه متحجر زده اند واز سرزمین بلخاب محقرانه  بیرون راندن واینک  این گروه فاسد

درهرفرصتی که بیاورند از ملت بلخاب انتقام میگرند  .

گناه این شهدا چه بود ؟  جز کینه شکست مفتضحانه سال های جهاد و مبارزه ملت بلخاب

باطالبان چیزی دیگری نیست ، این گروه متحجر بداند که فرزندان بلخاب خون این شهدا را

نخواهد گذاشت پایمال شود درهرفرصت انتقام خون این عزیزان را خواهد گرفت  خون حسین

نظری ها کریمی ها و ... ریشه ی این گروه فاسد را خواهد خوشکاند وملت ما باید بیدار شود

وبیدار خواهد شد که امروز دشمن خونی به نام گروه طالبان داریم که به فرزندان ما رحم نمی

کنند درآینده هم رحم نخواهند کرد باید با اتحاد ویکپارچگی نگذارند این قضیه دوباره تکرار شود

تمام جوانان بلخاب باید یاد وخاطره ی این عزیزان را زنده نگهدارند ودرسایت ها ومجلات ؛

منابر یاد این شهدا را زنده نگهدارند ؛ همانتوریکه تا هنوز مجالس فاتحه وسخنرانی کشور

جمهوری اسلامی ایران  شهرهای مشهد ؛قم ؛ کاشان ؛ دلجان وجا های دیگر برای تجلیل ازاین

 شهدا برگزار شده است وتجلیل ازاین شهدای مظلوم ادامه خواهد داشد  

 سروری بلخابی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

تقدیروتشکرازعلما’ طلاب دانشجویان مهاجرین ولایت سرپل درایران

تقدیروتشکرمیکنم از علماء طلاب دانشجویان وتشکلهای فرهنگی وهیئات مذهبی ولایت سرپل مخصوصا بلخابی های عزیز مقیم جمهوری اسلامی ایران بخاطر همکاری وبرپانمودن جلسه ی تجلیل از شهید اسماعیل بلخابی دانشجوی که به بدست عوامل وهابیت در دانشگاه کابل مظلومانه به شهادت رسید

وهمچنین از احساس همدردی شما با خانواده ی شهید که دربلخاب ساکن می باشد نیابتا تشکر میکنم پدرشهید ازهمه ی بزرگان وبرگزار کنند گان جلسه ی تجلیل از فرزند شهیدش تشکر وقدردانی نمودند .

حضرت علی ع می فرمایند کسانی که در حوادث جامعه بی احساس باشند مانند مرده ی متحرک است . باید ماشیعیان مخصوصا بلخابی ها درحوادث که مذهب ما را دشمنان هدف قرار داده بی تحرک نباشیم وهرکسی به نوبت خود باید این حمله وحشیانه را محکوم کنند وابراز نفرت وانزجار خودمان را نسبت به دشمنان اهلبیت ع نشان بدهیم تا آنها بدانند که ما یک پارچه و متحد دربرابر دشمنان عقاید ومذهب مان هستیم  ملت بلخاب درگذشته ضربه ی محکم را هم برپیکر حزب خلق و پرچم زدند ودراواخر ضربه ی خورد کننده را برپیکر طالبان ونوکران القاعده زدند واین حادثه نشان گر برهمان عقده ی سیا ه دلان متعصب است که دانشجوی بلخابی را بایک طراحی از پیش تعیین شده هدف قرار دادند ملت بلخاب همیشه سرزنده ومتحد خواهند ماند ودرفرصت مناسب جواب اعمال ترورست های کوردل را خواهند داد

واگر مرده های متحرک هم داشته باشیم به عنوان مسئول که هیچ گونه احساس مسئولیت درقبال این حادثه نداشته باشد حسابشان از ملت بلخاب جدا خواهد بود گرچه به ظاهرقد علم میکنند که ما همه کاره ی بلخاب هستیم ولی درواقع هیچ کاره ی بلخاب هستند بعضی ها اگر به قدرت میرسند فقط به پشتبانه ی حزبی وپولی است نه پشتبانی مردمی که داعیه ی پرچمدار بلخاب را سرمیدهند  چون دراین حوادث ما هیچ گونه تحرک که  قابل تحسن مردم بلخاب باشد از برخی مسئولین ندیدیم گرچه مردم بلخاب از شهید عاشورا جانانه تجلیل کردند همان طور که بزرگان فرموردند این متعلق به یک قوم خانواده نیست متعلق به همه ی مردم بلخاب ومردم شیعه است باید مسئولین قضیه را جدی پیگیری می کردند که متاسفانه نکردند ( سروری بلخابی)

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1391ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

گزارش مراسم شهید اسماعیل سرشار درقم

 به مناسبت شهادت مظلومانهء دانشجوی بلخابی شهید اسماعیل سرشار مراسم فاتحه وختم کلام الله مجید درتایخ 24/9/1391 درشهرمقدس قم برگزارشد این جلسه از طرف علماء طلاب ، دانشجویان وتشکل های فرهنگی هیئات مذهبی ومهاجرین ولایت سرپل بخاطرتجلیل ازمقام شهید اسماعیل که درمرکزعلمی کشور یعنی دانشگاه پایتخت بدون کدام جرم وخطای توسط دانشجونماهای وابسته به طالبان وپیروی عقاید وهابیت درشب عاشورا از پنجره ی خوابگاه دانشگاه به زمین انداخته شده به شهادت رسیده بود برگزار گردید، این جلسه درمسجد اهلبیت ع واقع در45 متری عماریارسرشهرمقدس قم برگزار شد علماء طلاب دانشجویان ولایت سرپل بطورگسترده مخصوصا مهاجرین ازشهرهای قم کاشان وساوه جعفریه شرکت نمودند، وپلاکارت های برمحکومیت حمله به دانشجویان وشهادت دانشجوی شهید دانشگاه کابل توسط بیت آیت الله عالم بلخابی ،آقایان مرتضویها ، بیت آیته الله عادل بلخابی ، مجمع فرهنگی علمی میزان ،بنیاد فرهنگی امامت ، مجمع علمی فرهنگی حبل المتین (ولسوالی سوزمه قلعه ) هیئت متوسلین به اهلبیت ع بلخابیهای مقیم قم ، کلاس های علوم قرآنی فجر، هیئت سادات بنی الزهرا سرپل بلخاب ، جامعه ی علماء ومحصلین شمال افغانستان ، انجمن فرهنگی ورزشی قهرمانان مهاجر ، کاشان ،  نوشته شده بود  مراسم ازساعت 2 بعد ازظهر با قرائت قاریان بین المللی آقای محمد فروغی وآقای حسینی بامجری گری آقای سید حسن حسینی بلخابی آغاز شد بعداز قرائت قرآن کریم اشعار ازحاج مهدوی بلخابی درباره شهادت شهید اسماعیل  توسط آقای حسینی قرائت گردید ودرادامه زندگی نامه شهید توسط سروری بلخابی ازبستگان شهید خوانده شد ، بعد از زندگی نامه مداحی توسط آقای یعقوبی ازمداحان جوان وخوش صدای بلخاب خوانده شد درپایان سخنرانی توسط حجت الاسلام آقای سید محمد شریفی از ولسوالی سانچارک انجام گرفت ایشان در رابطه به جایگاه شهید وشهادت پرداختند وجایگاه شهید را از زاویه های مختلف مورد بحث قراردادند درادامه بیان داشتند کسانی که به دانشگاهیان حمله نمودند آنها دانشجویان اهل سنت نیستند بلکه عقایید سلفی گری که همان وهابیت باشند نسبت دادند  وفرمودند که درکتابهای اهل سنت فضائل اهلبیت فراوان وجود دارد باعذاداری اهلبیت ع اهل سنت مخالف نیستند کسانی که مخالف عذاداری اهلبیت وشهدای کربلا است ریشه درعقایید وهابیت دارد باید جلوی این ها گرفته شود ودرپایان از مسئولین قضایی ودولت افغانستان خواسته شد که عوامل حادثه ی دانشگاه کابل را شناسای نموده به جزای اعمالشان برسانند وما خواهان رسیدگی جدی دراین قضایا هستیم ونتجه را دنبال خواهیم نمود وازمسئولین ولایت شمال مخصوصا نمایندگان ولایت سرپل خواسته شده که پیگر قضیه ی دانشگاه کابل باشند نگذارند خون دانشجوی بی گناهی بلخابی پایمال شود درخاتمه با تشکراز ازطرف صاحبان عذا جلسه خاتمه یافت

تهیه کننده سروری بلخابی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

اشعار در باره شهید اسماعیل

شعرازحاج مهدوی بلخابی درباره شهید اسماعیل بلخابی که درشب عاشورا دردانشگاه کابل

بدست عوامل وهابیت مظلومانه به جرم عذاداری به سروروسالار شهیدان حسین ابن علی ع

از طبقه ی چهارم خوابگاه به زمین انداخته شد وبه شهادت رسید شهید اسماعیل ازدانشجویان

ممتاز در رشته ی مهندسی کامپیوتر بود اما گروه نفاق تاب دیدن ایشان را دردانشگاه نیاورد

وایشان را مسلم وار به شهادت رساند .

واین هم اشعار حاج مهدوی بلخابی

می روم با رفتنم اندیشه ی  برپاکنم                 قطره ای ازخون خود درراه حق اهداء کنم

بعدی من خونم بجوشد در عروق دیگران       فصل بیداری بیاید بین چه سان غوغاکنم

من شهادت را تمنا کرده بودم بارها               چون رسیدم آرزویم شکرو لله میکنم

من که دانش را به همراه عقیده جسته ام         مقتل خود بعدازاین ازنوچودانشگاه کنم

رهبرمن رهبرآزاد مردان  جهان                     می روم باکاروانش صاحبم پیدا کنم

راهی من راه شهیدان وطن باشد همین          جان فداکردم که دل بینا   کنم

ای جوانان وطن آزادگی  هست راه من         درعمل هم باشعارم یاد عاشورا کنم

درجوانی این سعادت شد نصیب مثل من       تا توهم اینگونه باشی یاد از فرداکنم

خصم من ازکشتنم دل شاد هستند جملگی     نام خود جاوید ساختم خصم خود رسواکنم

مادرم درداغ  من قدری صبوری پیشه کن      ای پدر گشتم چراغت روشن این راه کنم

من ذبیحم در رهی راه شهید کربلا               خاک پای اکبرم گرسرّّ خود افشاکنم

من زبلخابم که غیرت دروجودم شعله ور       می خروشم با خروشم موج در دریاکنم

من که اسماعیل زبلخابم به قربانگه روم         ترک این سودا محال است ترک این دنیاکنم

رادمردان ننگ دارند مرگ خود دربسترش      باشهادت نامه ام این عهد را امضا  کنم

گرمرا اینگونه انداختند زبام خوابگاه            مسلما باشد امیرم دردلم نجواکنم

خصم دون باکشتنم شعرنفاق خود سرود      راه من راه حقیقت جمع وهم اجماع کنم

شیعه و سنی گرستن غربتم بین تاکجا         من شهید ملتم آزادگی اعطاکنم

مهدوی خونین جگردرسوگ سرشاران توی   برهشیدان گو سلامت یادشان هرجاکنم

تمام

ازنزدما چه غریبانه می روی               باشهانه های زخمی ازاین خانه می روی

جرمت چه بود که زبام برزمین شدی     عشقت حسین چه مستانه می روی

باکوله بار ی از غم وشادی به سوی او    باکاروان او توچه مردانه می روی

زیبا جوان دل آرای قریه ام                 موهای خود تو چرا شانه کرده می روی

از سرزمین بلخ چوبلخاب سربلند        ازمهدوی گل ودردانه می روی

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­----------------------------------------------

دشمن مرا به هوای چه می کشد            دردش چه بود به دوای چه می کشد

من آمدم به گلستان که گل شوم            گل را بگو به سزای چه می کشد

من آ»دم که شوم تاج افتخار                  نخل امید به لقای چه می کشد

بلخابیان دوچشم امیدش به سوی من      نوردوچشم به عطای چه می کشد

چشمان منتظرشده تا برگردم از سفر               گو این مسافرغریب به ردای چه می کشد

حکایت پدر شهید

رفتی ازدستم دگر سرشارمن                      کرده دل خونم مرا دلدار من

بود امیدم تا شوی مردی بزرگ                   قطع کردی پیکرو پیکار من

جرم تو یاد غریب کربلا                          حاصل عمرم بودی غمخوار من

ازچه نامردان به خونت تشنه بود                ای شهیدم ای دل افگارمن

ازاشعار ازحاج مهدوی  تدوین سروری بلخابی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

زندگی نامه شهید اسماعیل سرشار

دانشجوی شهید آقای اسماعیل سرشار فرزند محمد ایوب سال ۱۳۶۸ در قریه پروشان ولسوالی بلخاب ولایت سرپل در یک خانواده ی مؤمن و مذهبی متولد شد. ایشان روخوانی قرآن کریم و نیز خواندن و نوشتن فارسی را در مکتب خانه ی محل فرا گرفت. شهید اسماعیل با صدای رسا و زیبای که داشت با تشویق خانواده نوحه خوانی و مدیحه سرایی برای عزای سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) را از دوران کودکی آغاز نمود و یکی از نوحه خان های ثابت در ماه های محرم و روز عاشورا در منطقه به حساب می آمد.

بیو گرافی شهید اسماعیل سرشار
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
عاشورای امسال در افغانستان با جاری شدن خون جوان دانشجوی ازدانشکده ی کامپیوتر دانشگاه کابل خاتمه یافت. اسماعیل جوان که از غضب تیغ طالبان در دوران جهاد و مقاومت بلخاب، جان سالم بدر برده بود ولی در دانشگاه کابل توسط دانشجویان وابسته به وهابیت بشهادت رسید و یکبار دیگر ثابت شد که نسل جهاد و مقاومت و عدالتخواه حتی در دانشگاه هم امنیت نداشته و در مراکز علمی هم هدف قرار می گیرند. در باره ی حادثه ی عاشورا در دانشگاه کابل و شهادت این شهید، رسانه ها و تحلیل گران زیاد نوشته و به نشر سپرده¬اند اما آن چه که روشن و غیر قابل انکار است کشته شدن یک جوان دانشجوی محروم- ولی ممتاز و با استعدادِ دانشگاه پایتخت کشور ما افغانستان است- دانشجویی که در آینده می توانست برای آب و خاک کشورش فردی مفید و برای خا نواده محرومش افتخار و یار باشد، بدون کدام خطا و جرمی بدست دانشجو نماهای نقاب پوش به شهادت رسید تا فاصله در کاروان شهدا ایجاد نگردد. اینک اسماعیل که از خطه¬ی سرسبز بلخاب، سرزمین علم و جهاد و مقاومت و ایستادگی با سرافرازی و لیاقت شخصی خود به دانشگاه کابل راه یافته بود- مورد حمله قرار گرفته توسط یک عده از افراطیون از خدا بی خبر از پنجره اتاقش در طبقه¬ی چهارم خوابگاه دانشگاه به زمین انداخته شده  و بشهادت رسید، مرگ سرخ و مظلومانه اش سبب می¬گردد تا لحظه ای شعله ی عقده های حقارت سیاه دلان متعصب فرو نشیند.
اما سوالی که تا هنوز بی پاسخ  مانده است این است که: آیا داشتن یک عقیده ی خاص و پیروی از مذهب اهلبیت (ع) جرم است؟ و آیا اجرای یک مراسم مذهبی و دینی و لو در محیط علمی و دانشگاهی می تواند دلیلی باشد برای کشتن و تهدید کردن  باور مندان آن عقیده و مذهب؟ در حالیکه سال¬های قبل مراسم عزاداری محرم در مسجد دانشگاه بدون کدام مشکل بر گزار می شد.
جواب این سوال را باید دولت مردان افغانستان و مدیران امنیتی کشور که در اریکه ی قدرت تکیه زده اند بدهند که حافظ جان و مال مردم هستند؛ مسئولین دانشگاه و نیروهای امنیتی کجا بودند؟ که گروهک های وهابی این فرصت را پیدا کردند، دانشجویان را به خاطر عزاداری برای امام حیسن (ع) مورد حمله قرار دادند ولی از طرف مسئولین ذیربط هیج گونه اقدام جدی صورت نمی گیرد، نباید اجازه داد که گروهک های نفاق افکن محیط دانشگاه ها را نا امن و جان دانشجویان شیعه و پیروان اهلیبت (ع) را بیش از این به خطراندازند و آنها را مظلومانه به شهادت برسانند این خواسته ی همه ی ملت مسلمان افغانستان است.
لذا ما طلاب، دانشجویان و مهاجرین ولایت سرپل از مسئولین و دستگاه قضائی و امنیتی و شخص رئیس جمهور کشور مان میخواهیم که عاملان شهادت دانشجوی بلخابی و حادثه دیدگان دانشگاه کابل را شناسایی نموده به جزای اعمالشان برسانند تا آنها بدانند دانشگاه جای کشتار و ترور نیست بلکه دانشگاه محل تحصیل علم و دانش است .
بنده به عنوان یکی از بستگان شهید اسماعیل سرشار زندگی نامه  ایشان را که بیش از بیست و چهار بهار از عمر این جوان نمی گذرد به طور اختصار به سمع شما علماء طلاب و دانشجویان و کلیه مهاجرین محترم میرسانم:
زندگی شخصی:
دانشجوی شهید آقای اسماعیل سرشار فرزند محمد ایوب سال ۱۳۶۸ در قریه پروشان ولسوالی بلخاب ولایت سرپل در یک خانواده ی مؤمن و مذهبی متولد شد.
ایشان روخوانی قرآن کریم و نیز خواندن و نوشتن فارسی را در مکتب خانه ی محل فرا گرفت. شهید اسماعیل با صدای رسا و زیبای که داشت با تشویق خانواده نوحه خوانی و مدیحه سرایی برای عزای سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) را از دوران کودکی آغاز نمود و یکی از نوحه خان های ثابت در ماه های محرم و روز عاشورا در منطقه به حساب می آمد.
وی به اتفاق خانواده در سال ۱۳۷۹ به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت نمود و در استان مرکزی ایران ساکن شدند اما  اسماعیل با علاقه ای که به درس و تحصیل داشت شهر مقدس قم را اختیار نمود و به مدت پنج سال در شهر مقدس قم به تحصیل مشغول بود و در ایام محرم و عزاداری سرور و سالا شهیدان در بین مهاجرین به مدیحه سرایی می پرداخت و نوحه خوانی میکرد.
ورزش:
وی علاوه بر اشتغال به دروس، ایشان به ورزش و فعالیت های جسمانی اهمیت زیادی قایل بود لذا در تمام دوران عمرش از ورزش غافل نبود. وی در دوران مهاجرت به کلاس های ورزشی به صورت حرفه ای و مرتب شرکت می¬کرد. شهید اسماعیل در رشته ی کونگ¬فو تا درجه ی استادی پیش رفت.
شهید عاشورا، بعد از باز گشت به وطن، برای جوانان و ورزش کاران کلاس های آموزشی بر گزار می¬کرد.
بازگشت به وطن و ادامه تحصیلات:
شهید اسماعیل در سال ۱۳۸۴با بازگشت به وطن تحصیلات خود را ادامه داد و درس های صنوف متوسطه (لیسه) خویش را در لیسه سید جمال الدین بلخاب و بخشی را در لیسه استقلال ولایت بلخ خواند و با نتایج عالی به پایان رسانید و موفق به اخذ دیپلم شد.
تحصیلات حوزوی:
شهید اسماعیل سرشار بلخابی به دلیل علاقه به دروس حوزوی و معارف اسلامی مدت سه سال در مدرسه علمیه ولی عصر ولسوالی بلخاب به گونه پاره وقت (بعد از ظهرها) مشغول دروس حوزوی بود. وی در این دوره با اخلاق خاص خود و علاقه مندی به درسها، توجه اساتید و مسؤلین مدرسه را به خود جلب نمود.
تحصیلات دانشگاه:
شهید اسماعیل سرشار بلخابی در آزمون کانکور سراسری سال ۱۳۹۰ شرکت نمود با کسب نتایج عالی یعنی اخذ رتبه ۳۰۶ که در ولایت سرپل بلند ترین درجه بود، به رشته دلخواه خود و به انتخاب اول خویش یعنی علوم کامپیوتری (کامپیوتر ساینس) کامیاب گردید و در مهمترین دانشگاه کشور، دانشگاه کابل راه یافت.

شهید اسماعیل سرشار
شهید اسماعیل سرشار

شهادت و پرواز مرغ باغ ملکوت
در مورد ویژگی های مذهبی و اخلاقی شهید اسماعیل باید گفت که او یک شخصیت و جوان با تقوا، پرهیزگار و خداپرست بود و همیشه بعد از نماز صبح قرآن تلاوت می نمود و مشغول عبادت با خدای خویش بود. همان طور که بیان شد از آغاز کودکی به نوحه سرایی در مجالس اهل بیت ع اشتغال داشت، چه در داخل و چه در دوران مهاجرت و حتی در دوره تحصیل در دانشگاه کابل.
در دهه محرم الحرام امسال نیز در مجلس عزای سید الشهداء در مسجد دانشگاه، شهید اسماعیل یکی از نوحه خوانان ثابت بود. وی در شب عاشورا بعد از درگیریِ از قبل طراحی شده توسط یک مشت انسان شیطان صفت، وهابیان دانشجونما و متفرق شدن اکثریت دانشجویان از صحنه درگیری توسط نیروهای امنیتی؛ تعدادی از وابستگان به طالبان و وهابی های افراطی با برنامه ریزی قبلی به اتاق مداح و نوحه خوان غزای سالار شهیدان حمله ور می شوند و درب اتاق را می شکنند. شهید اسماعیل و رفیقش به نام محمد ضیاء را لت و کوپ می کنند و در نهایت آنان را مسلم وار از پنحره ی طبقه ی چهارم خوابگاه دانشگاه کابل به پایین پرت می کنند و در نتیجه اسماعیل در همان لحظه به شهادت میرسد و محمد ضیاء از بهسود به شدت مجروح می شود که تا هنوز در یکی از بیمارستان های کابل بستری است.
محمد ضیاء، جریان را این گونه نقل نموده است:
من در داخل خوابگاه رفتم که اسماعیل هم کلاسی من ازمراسم عزاداری آمد اوضاع متشنج بود  بعد از یک ساعت دو باره به دانشجویان شیعه حمله نمودند. ما دروازه اطاق خود را محکم کردیم در داخل اطاق نشسته بودیم که چند نفر دروازه ما را شکستاند در حالیکه روی شان بسته بود و صدامی زدند که «هزاره های شیعه مذهب را بکشید که ثواب دارد» من و اسماعیل رابعد ازلد وکوپ از پنجره ی منزل چهارم به پایین انداختند. من بی هوش شدم وقتی به هوش آمدم دیدم در شفا خانه هستم، هم صنفی من اسماعیل شهید شده بود
جنازه شهید اسماعیل بعد از یک تشییع مختصر در کابل به مزار شریف منتقل شد.
طبق گزارشهای موثق: دانشجویان کابل وپیروان اهلبیت (ع)  شهید را از کابل محترمانه به شهرمزار انتقال داند و در شهرمزار شریف تشییع با شکوهی برگزارشد. در بارگاه روضه سخی طواف داده میشود و از آنجا در حسینیه ای در منطقه ی یولم¬عرب بالای دست مردم تشییع میشود بعد از مراسم عزاداری؛ پدر، مادر و بستگان ایشان همراه تعدادی از بزرگان بلخاب در همان حسینیه بالای جنازه جوان شهیدشان که امید آینده ی شان بودحاضرمیشوند. بعد ازمراسم  جنازه شهید را با همان استقبال پرشور به ولایت سرپل انتقال میدهند. مسئولین و بزرگان ولایت سرپل مخصوصا نماینده گان شورای ولایتی و  نمایندگان پارلمان، مسؤلان نهاد ها و ادارات دولتی از  مرکز ولایت و ولسوالی های تابعه و نیز هیئات مذهبی  تا بیرون شهر سرپل به همراه مردم غزادار به استقبال می آیند جنازه رامحترمانه  در حرم امام زاده ی شهید یحی بن زید  انتقال میدهند، بزرگان بلخاب درآنجا حضور می یابند و جلسه ی سخنرانی و عزاداری برگزار میشود  بعد ازمراسم و تشییع در مرکز ولایت سرپل؛ جنازه شهید به در خواست مردم مؤمن و عذادار ولسوالی سانچارک به مسجد سبز انتقال داده میشود و یک شب را شیعیان و محبین اهلبیت(ع) ولسوالی سانچارک  درکنار شهید به عذاداری می پردازند  و مورد استقبال و تشییع  قرار میدهند. روز بعد  بزرگان سانچارک کاروان شهید را تا بلخاب همراهی میکنند.
مردم بلخاب بی صبرانه انتظاردانشجوی شهیدشان را می کشیدند که به خاطر دفاع از شعائرحسینی در مرکز علمی کشور به جرم عذاداری شهدای کربلا مظلومانه به شهادت رسیده بود. با ورود کاروان شهید هیئت های مذهبی با دسته های سینه زنی در مرکز بلخاب به استقبال شهید عاشورا می روند شهید را تا مسجد جامع بازار بالای دست هایشان محترمانه تشییع میکنند طبق گزارشات سمعی و تصویری که به مارسیده یک استقبال که در تاریخ بلخاب کم سابقه بوده انجام میشود و در مرکز ولسوالی بلخاب مراسم سخنرانی و عذاداری برگزار میشود.
بعد از مرکزبلخاب جنازه شهید را با همان استقبال درزادگاهش درمنطقه ی پروشان انتقال میدهند درمراسم که درمنطقه ی پروشان برگزار میشود ولسوال بلخاب سخنرانی میکند در مورد مقام شهید و شهادت سخن میگویند و مردم را به اتحاد و یک پارچه گی درمقابل دشمن دعوت میکنند. بعد از آن آیت الله فاضلی بلخابی درمورد حادثه ی عاشورا و مقام شهید سخنرانی میکند درخاتمه با تقدیر و تشکر توسط حجت الاسلام آقای طییبی روحانی منطقه ی پروشان جلسه خاتمه پیدا میکند  و به این صورت شهید اسماعیل سرشار،جوان مؤمن دانشجوی مخلص به خاطردفاع ازشعائرحسینی بعد از سیزده سال درس و تحصیل و تلاش شبانه روزی  قربانی راهی امام حسین (ع) میشود اما زود هنگام از دانشگاه کابل برای همیشه فارغ التحصیل میشود  و برای همیشه درزادگاهش منطقه ی پروشان آرام میگیرد وروحش با کاروان شهدای کربلامی پیونددیادش گرامی وراهش پر رهروباد والسلام علیکم ورحت الله وبرکاته

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

دانشجوی شهید بالای دست مردم

طبق گزارش تلفنی از مزار شریف وبلخا ب ،دانشجوی شهیدبلخابی که توسط افراطیون وهابی دردانشگاه کابل مظلومانه به شهادت رسیده بود مورد استقبال مردم ودانشجویان ولایت سرپل قرار گرفت

پیکرپاک نوجوان شهید بعد از انتقال از کابل به مزار شریف تعداد 300 نفردانشجو ازکابل ومسولین وبزرگان ودسته های عزادار مزار شریف ایشان را بالای دست هایشان تشییع نموده وعزارداران حسینی  بادسته های سینه زنی ونوحه خانی از این شهید عقیده ومذهب استقبال میکنند ودرحسینه ی درمنطقه ی ایلم عرب جلسه سخنرانی وعذاداری برگزار میکنند ودرهمین حسینه پدرومادرشهید را برای اولین بار اطلاع میدهند وبالای جنازه ی اولین قربانی شان در راه حسین ع میبرند من مستقیم تماس داشتم وباپدرشهید صحبت کردم ایشان میگفت فرزندم قربانی در راه امامحسین شده مانند حضرت مسلم  مورد ضرب جرح قرار گرفته بعد از بالای ساختمان سه طبقه به زمین انداخته شده من افتخار میکنم ، بعد از مزارشریف بزرگان بلخاب که درمزار شریف حضورداشتند با همکاری مردم مزار جنازه در ولایت سرپل انتقال پیداکرد نماینده گان ولایت سرپ ازجمله آقای شریفی بلخابی به استقبال آمده بودند نماینده گان شورای ولایتی ازجمله حیات الله عالمی بلخابی با بزرگان سرپل ومسولین آستانه ی امام زاده ویحی به استقبال آمده بودند جنازه را با مردم عزادار استقبال نموده در امام زاده یحی انتقال میدهند مراسم عزاداری وسخنرانی برپامیکنند ومورد استقبال مردم عزادار ولایت سرپل قرار میگیرند بعد از سرپل نماینده گان وبزرگان ولسوالی سانچارک تقاضامیکنند یک شب این شهید مهمان ما باشند وبااین پیشهناد توافق میشوند شعیان ومحبین اهلیت درمنطقه ی مسجد سبز شب را مجالس عزاداری برپامیکنند وهمین مردم خدا جوی سانچارک باماشن های شخصی   همراه بلخابی ها تا بلخاب جنازه را همراهی میکنند ودربلخاب ستاد استقبال ازاولین شهید دانشجوی شان تشکیل میشود مردم بلخاب ازهمه ی قریه ها مخصوصا مرکزی زن و مرد به استقبال شهید تا پشته ی ترخوج می روند وازآن جا جنازه را دربازار ترخوج درمسجد انتقال میدهد جلسه ی سخنرانی وسینه زنی  وتجمید از مقال شهید برزگزار میشود همان هنگام من با یکی از بستگان تماس گرفتم صدای بلند گوه ها شنیده میشد ایشان گفت دربازار بلخاب اصلا جای پیدانمیشه جمعیت حدود سه هزارنفراست که به استقبال آمده درتاریخ بلخاب بی سابقه بوده بیش از صد ماشن وتمام مسولین برزگان وهیءت های مذهبی آمده بودند بعداز مراسم درمرکز بلخاب  پیکر شهید رابا همان استقبال پر شورمنتقل میکنند در زادگاه آن شهید درمنطقه ی پروشان به خاک می سپارند روحش شاد یادش گرامی باد که باعث افتخار ملت بلخاب شد .

این گزارش توسط آقای صابری از مسولین حقوق بشر درمزار شریف وآقای شریفی بلخابی؛ قومندان اکبری پروشان وغلام نبی سروی دربلخاب وباقی همبستگان شهید دربلخاب به ما انتقال داده شده است

محمد عزیز سروری بلخابی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

اولین قربانی دانشجوی بلخاب در راه امام حسین ع

یا اباعبدالله الحسین ( ع ) اولین قربانی دانشجوی بلخابی را که توسط یزیدیان زمان در شب عاشورا در دانشگاه کابل پیایتخت دولت اسلامی افغانستان مظلومانه به جرم بالابردن پرچم تو از طبقه ی چهارم دانشگاه به زمین انداخته شد از ما بپذیر بلخابی های عزیز دانشجویان طلاب محترم یکی از دانشجویان دانشگاه کابل در رشته ی کامپیوتر بعد یک سال تحصیل دردانشگاه کابل درشب عاشورا فقط به جرم عقیده وبخاطر اینکه جلسه ی عزاداری امام حسین ( ع ) سروروسالارشهیدان کربلارا برپاکنند مظلومانه از پنجره ی خوابگاه دانشگاه توسط یزیدیان زمان از اولاد های یزیدومعاویه مانند حضرت مسلم که از دارالماره به زمین انداخته شد به زمین انداخته میشود واولین شهید داشنجوی بلخاب به جمع شهدای کربلا می پیوندد بنده شهادت مظلومانه ی این جوان ناکام را که در راه علی اکبر حسین ( ع) قربانی شد به خانواده ی آن عزیز وبه تمام بلخابی های عزیز تسلیت عرض میکنم این شهید عزیز که اسماعیل نام دارد مانند اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم به قربان گاه برده شد اما بااین تفاوت که اسماعیل ابراهیم زنده برگشت اما این اسماعیل در راه حسین ع قربانی شد این قربانی عقیده از همه ی مردم بلخاب است که در دانشگاه کابل  توسط افراد با سواد وبافرهنگ وآن هم فرهنگی یزیدی به شهادت میرسه بلخابی ها باید بدانند این اولین شهید عقیده ومذهب نیست ودرآنیده نخواهد بود باید دربرابر دشمنان مشترک متحد شوند دشمن که امروز عقایید مارا هدف قرار داده ساکت نباشند اگر کسانی ازکنار این قضایا بی تفاوت بگذرند به ملت بلخاب خیانت کرده اند اگر امروز از جوانان که در متن عقایید خرافی در دانشگاه های افغانستان زندگی میکنند وتحصیل میکنند جان شان درخطرباشند ومسولین بی تفاوت باشند به ملت ومذهب خیانت کرده اند باید ازچنین جوانان که در راه امام حسین از جانشان گذشته اند تجلیل شوند وزحق شان دفاع شوند نگذارند خون این جوان شهید عقیده در راه حسین به هدر بروداین درس بزرگ برای ما طلاب است که  اگرخدمت به اسلام وامام حسین میکنیم ازجان گذشته گی نشان بدهیم وازحیریم تشیع دفاع کینم به امید اتحاد وهمبستگی همه ی بلخابی ها درمسیر مذهب حقه ی تشیع تقیه دیگر بس است از حریم ولایت باید قاطعانه دفاع کرد سروری بلخابی
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

تسلیت

فرارسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون برشمشیر را برای تمام مسلیمن جهان مخصوصا شیعیان ومحبین امام حسین ع تسلیت عرض میکنم امیدوارم که درمسیرامام حسین قدم برداریم دربرابرظالم قیام وازمظلوم پشتبانی کنیم وراه امام حسین که همان امربه معروف ونهی ازمنکرباشه ادامه بدهیم وازانحرافات جلوگیری نماییم ودرمسیرحق قدم برداریم  والسلام
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

بلخاب وچالش های پیش روی آن

بلخاب یکی از ولسوالی های ولایت سرپل درشمال افغانستان می باشد ، ودرتحولات سیاسی نظامی ، وفرهنگی، ادبی افغانستان همواره نقش مهم وتاثیرگزار داشته است ،که  درذیل این مطالب بیان میشود:

 ازجمله شخصیت های انقلابی بلخاب ، صفدر خان هزاره  ، به همراه آقای نجفی معروف به شمشیری از سادات بنی الزهرا ( س) ،در دوران حکومت حبیب الله خان جابر(معروف به بچه ی سقاو) بود ،که قیام مسلحانه کردند و رهبری قیام مردم شمال افغانستان را به عهده داشتند ، وتا مرکز ولایت شبرغان پیشروی کردند که منجر به شهادت صفدرخان ودست گیری مرحوم شمشیری شد وقیام مردم بلخاب درشمال کشورمان افغانستان باشهادت ایشان نیمه تمام باقی ماند .

بعد از انقلاب صفدر خان هزاره ،درزمان حاکمیت ظاهرشاه ،  شهید سید اسماعیل بلخی شخصیت نام آشنا از خطه ی بلخاب سکان قیام را بدست گرفت ، شهید بلخی روش قیام را طبق تاثیر زمان ومکان تغییر داد واین بار با سخنرانی های آتشین وانقلابی به انتقادات از دولت ظلم وجورظاهرشاه به بیداری جوانان ومردم افغانستان پرداخت،  علامه بلخی بلخابی به علاوه ی اینکه یک شخصیت انقلابی بود یک عالم دینی شاعر وادیب توانابود که از ایشان کتاب شعری به یاد گار مانده است حکومت جوراز ترس قیام مسلحانه مردم ایشان را به مدت چهارده سال زندانی نمودند ودراین مدت دست از تبلیغ وتریج مردم دربرابرظلم بردنداشت وباشعرهای انقلابی خودش جوانان را تشویق میکرد که دربرابر ظلم ساکت نباشند وازحق مظلوم دفاع کنند ، ازآنجا که میفرماید : جوانان درقلم رمزشفانیست ، علاج درد استبداد خون است ، زخون بنویس دردیوار ظالم که آخرسیل این نبیاد خون است .

ازجمله شخصیت های انقلابی دوران معاصرما ، آیت الله عالمی بلخابی می باشد که بعد از اشغال کشورافغانستان توسط اتحاد جماهرشوروی وترویچ عقایید کمونستی بین مسلمانان کشورمان ، رهبری قیام را به عهده گرفت وباهمکاری علماء وخانها ومردم مسلمان بلخاب و ولسوالیهای سنچارک ویکاولنگ قیام نمود وبخش های از شمال کشور را از دست دولت کمونستی آزاد نمود واولین حکومت دینی را دربلخاب به وجود آورد .

مردم بلخاب ازنگاهی مذهبی صددرصد شیعه ی دوازده امامی وپیروان اهلبیت ( ع ) میباشد وازنگاهی نژادی ، دارای سه قوم ونژاد میباشند  1 هزاره ها ، 2 سادات بنی الزهرا (س) وتاجیک ها ، که این سه قوم با وحدت کامل سالها درزیر پرچم اهلبیت (ع ) با مسالمت زندگی نموده است وهیج گونه مشکل قومی ندارند ، بلخاب  دارای علماء عارف عادل خدمت گزار به مردم بود ازجمله ی آنها مرحوم حاج دهنه ، آقای عادل ، آقای عالم ، شیخ پدردار و ... بودند که مردم را ازمسایل شرعی ودینی آگاه می ساختند ، مدارس علمی ، وحسینیه ومسجد میساختند که امروز ما شاهد حوزه های علمیه وحسینیه ، مسجد به نام آنها هستیم ، این علماء بزرگوار طلاب زیاد را تربیت نموده به حوزه های علمیه ی  قم ونجف برای ادامه ی تحصیل فرستادند که امروز طلاب وعلماء زیاد از بلخاب درحوزه ها وجود دارد که برخی به عنوان مدرس یا مبلغ مشغول هستند که از حاصیل زحمات بزرگان وعلماء نام آور گذشته بودند .

متاسفانه درزمان ما ازآن شخصیت ها دربلخاب کمترتجلیل میشودویا نمیشود وبعضی ها انتقاد های هم میکنند غافل ازاینکه زمان ما با زمانی آنها زمین تا آسمان فرق میکند به نظرمن علماء گذشته که خدایشان بیامورزند بهترین خدمت را به اسلام ومردم بلخاب نموده اند با وجود حاکمان ظالم شیعیان هیچ گونه   آزادی نداشتند ودرحال تقیه زندگی میکردند اماعلماء وبزرگان مردم را متحد نگهداشتند ونگذاشتند بی دین به باربیایند یا اینکه تغییرمذهب بدهند این جای تشکروسپاس گذاری است  اما بیاییم بلخاب امروز را با بلخاب زمان گذشته مقایسه کنیم یک نگاهی به وضع دینی ومذهبی بلخاب بیندازیم فرهنگ بی بندوباری وفرهنگ غربی کم کم جای فرهنگ اسلام و  اهلبیت ( ع )را  میگیرد آینده ی نسل جوان ما درخطراست کارباید کرد اقتصاد بلخاب را به سی سال قبل مقایسه کنیم مردم هرروز که میگذرد فقیرتر میشود درگذشته مردم بلخاب خودکفا بودند دامداری وکشاورزی مردم بلخاب زبان زد بود صادرات دام وغله داشتند ونیاز به خارج از بلخاب نداشتند اما درزمان ما چشم امید مردم به موسسات خارجی دوخته شده وجوانان ما یکی از امیدوآرزوی بزرگ شان این است که در یک موسسه ی خیریه خارجی استخدام شودند تا بتوانند مخارج زندگی شان را دربیارند ، بخش بزرگ از مردم بلخاب امروز درجمهوری اسلامی ایران مهاجرهستند بخش از مایحتاج زندگی مردم بلخاب توسط کارگران مهاجرتامین میشود .

حاکمان واحزاب سیاسی برای مردم بلخاب چه دسته گل به آب داده اند جزتفرقه افکنی ، پارچه پارچه کردن مردم ، بی  عدالتی ، دخالت درامورقضایی وحقوقی مردم طرف داری از هم حزبهایشان ، رشوه ستانی

دروغ پراکنی نسبت به همدیگر ، کارنمیکنند ، با اعمال ورفتارشان مردم را از علماء وطلاب بدبین کرده اند

 

خلاصه  سرنوشت مردم بلخاب امروز به دست کسانی می چرخد نه سواد کافی دارند ونه از آگاهی سیاسی ، اقتصادی ، مذهبی برخوردارند ، سرنوشت بلخاب بدست کسانی افتاده اند که از اربابان خود دستورمیگیرند وبالای مردم اجرا میکنند امروز در کادر اداری بلخاب یک تعداد افراد سرکاراست که سواد بالایشان دپلم است وآن هم چه دپلمی که برخی ازآنها تقلبی بدست آمده است ، جای تاسف این جاست بلخاب که این همه عالم با تحصیلات عالی دارد ، دربخش های مختلف ازجمله قضاوت وحقوق که ازهمه مهم است چند تا بچه رابه عنوان کارمند قضا وحقوق احزاب گماشته اند که از دپلم و شرح لمعه بیشتر تحصیل نکرده اند این یک ظلم بزرگ است که به مردم بلخاب توسط احزاب جهادی تحمیل شده است وهمچنین درمدارس ، وبهداشت از انسانهای کم سواد براساسی پارتی بازی  استخدام میکنند ، امروز دربلخاب لیاقت ها درنظرگرفته نمیشود هرکس شیطنت بیشتربلد است دستش بیشتر به جای میرسد چون پشتبانی حزبی دارد ، سران احزاب هم کسانی را انتخاب میکنند ازهم نوعان خودشان باشند وهیج گونه تعهد دربرابر ملت ندارند وهیج گونه ارزشهای دینی مذهبی عدالت ایمان ، صداقت مدنظر نیست شرط قبولی پیروی از حزب خاص است وگرنه مرجع تقلید هم باشند کسی حزبی  نباشند درنزد احزاب احترام ندارند .

پیشنهاد این است که علماء احساس مسئولیت کنند مثل بزرگان گذشته فعال باشند نگذارند با عقایید مردم

با سنت های مشروع با حقوق مردم بازی شود وازحق مردم دفاع کنند اتحاد خودشان را حفظ کنند ، جلسات  داشته باشند نسبت به مسایل مذهبی ، سیاسی ، فرهنگی ، واقتصادی ، مردم بی تفاوت نباشند  دانشگاهیان وتحصیل کرده های بلخاب هم وظیفه دارند که جلوی بی عدالتی ها گرفته شود وهرکسی با شان ولیاقتی که دارد به خدمت گرفته شود وانسانهای مسئولیت داشته باشند که برای مردم کارکنند وظیفه شناس باشند باتعهد باشند صادق وباایمان باشند تحصیل کرده باشند نه هربی سوادی حزبی که همه کاره باشند وبراساس تمایلات حزبی عمل کنند

نوسنده محمد عزیز سروری بلخابی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

یاد از استاد رحمانی

 

دراین اواخر اطلاع یافتیم شخصیت نام آشنا نویسنده ی زحمت کش دانشمند بلخابی جناب استاد رحمانی

مولف دوجلد از کتاب تاریخ علمای بلخ که توسط انتشارات آستان قدس رضوی به چاب رسیده وآثار ارزشمند دیگری نیزدارد ، درمشهد مقدس به رحمت ایزدی پیوسته است بنده این ضایعه ی اندوه گین را به علماء بلخاب وبستگان ایشان مخصوصا خانواده استاد تسلیت عرض میکنم ، استاد رحمانی شخصیت بود که علما، ومردم بلخاب ایشان را میشناختند وازایشان به نیکی یاد میکردند که امروز  دربین ما نیست

جهت اطلاع : استاد رحمانی درقریه یا روستای به نام لرکرد از توابع ولایت سرپل ولسوالی بلخاب متولد شد ودر  دوران کودکی پدرومادر را ازدست میدهد سرپرستی ایشان را دایی به نام حاج غلام نبی از شخصیت های متمکن آن روستا به عهده میگیرد استاد رحمانی از کودکی تا دوران نوجوانی نزد دایی

خود زندگی میکند با نبود پدرومادر سختی های زیادی را تحمل میکند از آنجای که حاج غلام نبی شخص بانفوس ومهمان دار بوده محل رفت و آمد علماء وبزرگان بلخاب بوده استاد که درآن زمان نوجوان بیش نبوده با تشویق برخی از عالمان دینی تصمیم میگیرد که به حوزه ی علمیه برود ودرس بخواند اما با مخالفت دایی روبرومیشود ایشان که تحت تاثیر حرف های علماء قرار میگیرد بدون اجازه دایی عازم مدرسه ی  دینی میشود ودردهنه ی ترخوج درمدسه ی علمیه ی حاج دهنه مرکزبلخاب پذیریش میشود

چند مدت را درمدرسه ی علمیه ی دهنه مشغول تحصیل میشود دروس مقدماتی را درآن مدرسه میگذراند

وبرای ادامه تحصیل از بلخاب عازم مشهد مقدس میشود درحوزه علمیه مشهد بعد از اتمام دروس متوسطه که همان سطح باشد شامل  درس خاج فقه واصول میشود شاید نزدیک به سی سال درحوزه ی علمیه

مشهد مشغول تحصیل تحقیق ونویسندگی بوده ایشان درجوانی با خانم ایرانی اهل خراسان  درمشهد ازدواج میکند که ازایشان تعداد فرزند پسرودختربه یاد گار مانده است استاد رحمانی دراین مدت بخاطر اوضاع نابسامان افغانستان وجنگهای داخلی و نبود امنیت تنها یک مرتبه به زادگاهش مسافرت نمود ومورد استقبال اقوام ومرد بلخاب قرار میگیرد ودرشهر بلخ مورداستقبال علما ءقرار میگیرد وبارادیوبلخ مصاحبه وبحث های رادیوتلویزیونی انجام میدهد ودرسالهای اخیر که اوضاع افغانستان نسبتا بهتر شده بود ایشان حال مساعد برای مسافرت نداشت وبه کارهای نویسندگی مشغول بود که آثار چاپ نشده ازایشان باقی مانده امیدواریم که علماء بلخاب مخصوصا مشهد درزمینه ی چاپ آن با آنتشارات همکاری نماید تا آثارایشان به عنوان تاریخ بزرگان بلخ به دست نسل آینده برسد باتشکر

سروری بلخابی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1391ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

تسلیت

شهادت حضرت امام جعفرصادق ع غریب مدینه  را برای تمام پیروان ودوستاران آن حضرت وهمه ی مسلمین که محبت آن حضرت را در دل دارند تسلیت عرض میکنم

ازخداوند میخواهم وهابیون که با اهلبیت ع و پیروانی اهلبیت پیامبرص دشمنی میکنند ومانع از زیارت قبورایمه ی بقیع میشوند ریشه کن کند تا مسلمانان از دست این فرقه ی ذاله نجات پیداکنند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

سفارت افغانستان درتهران ومشکلات مردم

دردنیای فعلی دولت مردان هرمملکت سعی و تلاش میکنند که برای ملت وافراد جامعه ی خودشان خدمت کنند وبرای رفع مشکیل افراد کشورشان درمملکت های دیگر قدم های مثبت برمیدارند اما متاسفانه این قضیه دربین مسولین و کارمندان افغانستان برعکس می باشد .

درتاریخ 18 /4 /1391 بنده مراجعه ی داشتم درسفارت کبرای افغانستان درتهران ، جهت رفع نقص پاسپورت یکی از بستگان ، که توسط کارمند سفارت ایجاد شده بود ، متاسفانه با کسانی برخورد نمودم یا اصلا تجربه کاری نداشتند ویا براثربی مسولیتی کارمردم را درست انجام نمیدهند ازجمله بی احترامی به ارباب رجوع ، برخورد خشین ، عدم جواب به سوالات مردم ، صف های شلوغ ، عدم تابلوهای راهنما ، کمبود کارمند درقسمت صدوروتمدید پاسپورت ،

اما مسئولین درقبال مشکلات مردم هیچ گونه احساس مسئولیت ازخودشان نشان نمیدهند ، خودشان درزیر کلیرهای گازی روی صندلی های نرم راحت نشسته اند خبراز حال و روز مردم مستضعف ندارند که درهوای گرم در اطراف سفارت چه میکشند ، حداقل نیمی از مراجعه کنندگان زنان میباشند ، که از شهرستان های مختلف ایران برای رفع مشکلاتشان به سفارت رجوع میکنند ،وبرای کوچکترین کارشان پول پرداخت میکنند ، اما مسئولین رده بالا به خودشان اجازه نمیدهند که چند کارمند اضافه استخدام کنند حقوقشان که از جیب مردم داده میشود .

من این نامه را درداخیل حیاط سفارت نوشته ام وبه اعضای بلند پایه ی سفارت افغانستان درتهران میگویم یک مقدار به مشکلات مهاجرین برسید مهاجرین آسیب پذیرترین قشرجامعه ی افغانستان است درد و رنج فراوان کشیده اند من گریه وناله ی زنان را درسفارت دیدم که مشکیل داشت ، من پیره مردی را دیدم که میگفت یکماه است که برای گرفتن پاسپورتم که رسید هم داشت به سفارت میام کسی جواب درست نمیدهد ، زنی را دیدم که فورم پاره به دستش گریه میکرد ومی گفت که توسط کارمند پاره شده وجوابم کرده ، خودم پاسپورت را نزد آقای رحیمی نام جهت رفع نقص که توسط خودشان ایجاد شده بود ارائه نمودم ایشان به من گفت چون از قم آمده ی بروفردا بیا ، دربخش خدمات بیرون از سفارت یک فتوکپی وجود دارد یک برگ فتوکپی تا پانصد تومان را هم میگرد با اینکه خودسفارت میتواند یک فتوکپی درداخیل حیات سفارد داشته باشد ودرقسمت برداخت پول به بانگ پیک های موتوری ازمردم پول کرایه میگیرند وصرف یورو را هم به دلخواه خودشان از مردم پول میگیرند وبه هرنحوی از جیب مهاجرین که صد ها مشکیل دارند پول جدا میکنند من بایکی از بچه های دانشجوازشخصی که پیک موتوری مبلغ دویست هزار تومان به بانگ پول وارزکرده بود مبلغ بیست هزار تومان به جیب پیک موتوری رفته بود حالا حساب کن اگر روز دویست نفرپاسپورت بگیرند چهارمیلیون پول اضافه از جیب مهاجرین به جیب پیک های موتوری می روند کوگوش شنوا درد مردم را به کی بگوییم

درقسمت برخورد پرسنیل :

جوان خوش هیکل از قوم تاجیک دربخش پاسپورت به نام رحیمی بدترین برخورد را با ملت هزاره دارد چندین مورد را من با چشم خود مشاهده کردم .

یک مشکیل اساسی که فعلا برای مهاجرین توسط سفارت ایجاد شده پاسپورت های پوش قرمز که مخصوص محصلین بوده برای مهاجرین فروخته ، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران این نوع پاسپورت را که بدست مهاجرین بوده ویزا نکرده واین بزرگ ترین مشکیل برای یک تعداد زیادی از مهاجرین ایجاد شده واین بخش از مهاجرین هرروز انتظار رد مرز شدن را میکیشد این ها گوشه ی کوچک از مشکلات مهاجرین درایران است که توسط دولت مردان افغانستان به وجود میا ید واگر مشکلات های دیگر را به این اضافه کنیم توان بارمشکلات برای فعلا از عهده ی مهاجرین خارج است جزخدا بدرد این قشرمستضعف هیچ کسی نمی خورد توبخوان ازاین مجمل کتاب مفصل  سروری بلخابی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط سروری بلخابی   | 

مطالب قدیمی‌تر